@ سرم را خم کرده ام پایین وهمه ی کودکی هایم از من سرازیر می شود پایین .آخر من سرم را پایین گرفته ام . کسی جلوی مرا بگیرد اگر همه ی کودکی هایم سرریز شود من دیگر هیچ خاطره ی کودکانه ای نخواهم داشت . کسی جلوی مرا بگیرد. ما بچه که بودیم خیلی خر بودیم. بلانسبت شما ما خیلی خر بودیم.
خر
خر
خر
رررررر
ااااااااااااااا
خرابتم کودکی های به تاراج رفته.
من کودکی هایم را می خواهم نمی خواهم .نمی خواهم. ما بچه که بودیم خیلی خر بودیم. زیر شرشر بارون یک بچه ی هشت ساله با من بازی کرد.چرا او اینقدر عاقل بود. او خیلی عاقل بود. من فهمیدم ما بچه که بودیم خیلی خر بودیم.
ژژی می گفت همیشه مودب باشید مبادا کلمات بی ادبانه از دهانتان خارج شود. همین طور استرلیزه قد کشیدیم تا اینکه در مهد علم وادب اولین بار فحش های قشنگ ورکیک یادگرفتیم.
و
ا
ی
ژ
ژ
ی
!
بچه های مدرسه چقدر بی تربیتن به هم دیگه میگن خر!
خر اصلا هم واژه ی بی تربیتی نیست.بعدها که بزرگترشدیم فهمیدیم خر یعنی بزرگ. ما بچه که بودیم خیلی خر بودیم!
@منظورم از بچه که بودیم یک ماه وپانزده روز قبل است که یک ماه وپانزده روز بچه تر بودیم وخرتر