گیاه خوار شدم به یک دلیل نسبتاموجه.
گفتن:خوردن هر جانورآدم رو به شمایل همون در میاره
مهم نیست که مهم است یا نه .اما من دلم می خواد که با هم حرف بزنیم.حتا شده درباره ی آب وهوا،فینال یورو2008،یا حتا سبیلای چخماقی پدرت .مهم اینه که بدونم دارم با تو حرف می زنم .نه این که فکر کنی خیلی برام مهمی .نیستی .مثل همه ی موجودات دیگه ای.فقط چون دست نیافتنی تری وسوسه م می کنی .هرچند که می دونم ازت متنفرم. شاید تو هم از من متنفری .هیچ ایرادی نداره من با آدمای زیادی مراوده داشتم که ازشون چندشم می شد. میشه تحمل کرد.چند دقیقه ای باهات حرف می زنم تا بدونم که تو هم هیچی نیستی . فقط کمی مغرورتر ومأخوذ به حیا تری.اینام یعنی کشک.
حالا که این نامه رو نوشتن دقیقا می دونم که تو هم هیچی نیستی ؛ پوپولیستی بی عرضه ی مامانی.